شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نی کیست همدمی شده از خویشتن تهیچون سالکان ز سیر مقاماتش آگهی
۲
آزرده ای که ناله جانسوز می کندهر جا ز پای تا سرش انگشت می نهی
۳
سوراخ ها به سینه نی بهر آن کنندتا دمبدم ز ناله دل خود کند تهی
۴
خفته ز بانگ می جهد از جا تو مرده ایگر در سماع بانگ نی از جا نمی جهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth