خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به فکرت خواستم کز سر وحدت یابم آگاهیخطاب آمد که از پیر مغان خواه آنچه می خواهی
۲
کشم رخت ارادت بر در پیر مغان روزیاگر دولت کند دمسازی و توفیق همراهی
۳
نگویم با علو همتش زین اطلس والاکه دانم بر قد قدرش کند این جامه کوتاهی
۴
شد از دیوان قسمت هر کسی را نامزد چیزیمن و جام صبوحی زاهد و ورد سحرگاهی
صفحهٔ ۱ از ۲