خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که در پرده به بازار جهان می آییما تو بودیم ازین پیش و تو اکنون مایی
۲
سایه توست جهان بر عدم افتاده و ماچشم آن سایه و در چشم تویی بینایی
۳
از کرم ساخته ای چشم جهان بین ما راتا به این چشم جهان را نظری فرمایی
۴
گر نگهبان نشود گنج جهان را این چشمحاصل گنج به یغما ببرد یغمایی
صفحهٔ ۱ از ۲