خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نازنین که بینم جولان کنان به راهیآهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی
۲
چون آن دو هفته مه را همچون مه دو هفتههر هفته دید نتوان قانع شدم به ماهی
۳
تسکین چگونه یابد شوقم که در گذرهااز دور بینم او را وان نیز گاه گاهی
۴
از خاک سربرآرم گر بگذرد به خاکمزانسان که روید از گل در پای گیاهی
صفحهٔ ۱ از ۲