خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کیم خاطر آسوده به غم رنجه کنیجان فرسوده ام از تیغ ستم رنجه کنی
۲
گفته ای کم کنمت رنجه چه رنجی بسیاررنجش من همه آن ست که کم رنجه کنی
۳
گرچه دیده ست بسی رنج ز چشمم قدمتچشم بر راه تو دارم که قدم رنجه کنی
۴
از غم نامه و نام تو خرابم چه شودکه به حرفی دو سه یک بار قلم رنجه کنی
صفحهٔ ۱ از ۲