خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم به دیده دگری خانه می کنیهم خانگی به مردم بیگانه می کنی
۲
دل را نشان به زاویه هجر می دهیدیوانه را مقام به ویرانه می کنی
۳
دستم گرفته غوطه دهی در خم ای سپهرچون خاک قالبم گل پیمانه می کنی
۴
ای شمع بزم حسن تو را گرم می کنددلسوزیی که بر سر پروانه می کنی
صفحهٔ ۱ از ۲