شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۰۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر زمان از دور رخ بنمایی و پنهان شویبرق خرمن سوز عقل و هوش و صبر و جان شوی
۲
بس که کشتی خلق اگر پیوند عمر خود کنیعمرشان در ملک خوبی شاه جاویدان شوی
۳
دل جدا دیده جدا مهمانسرای آراسته ستتا کجا محمل فرود آری که را مهمان شوی
۴
تو نه آنی کز تو یابد کنج تاریکم فروغروز اگر خورشید رخشان شب مه تابان شوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth