خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخستداشت طفل دل من لوح وفای تو درست
۲
کار بر خسته دلان همچو قبا تنگ مگیرگرچه بر قامت تو خلعت حسن آمده چست
۳
اشک خود را ز نظر غرقه به خون می رانمکه چرا چشم من از خاک کف پای تو شست
۴
چند گویی که چو وصلم نشود یافت مجویتا مرا تاب و توان هست تو را خواهم جست
صفحهٔ ۱ از ۲