شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گدای کوی خرابات پل برهنه چراستاگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست
۲
به پشت پای زده راحت دو عالم راازان چه باک که خارش خلیده در کف پاست
۳
اگر نه شکر تک و پوی راه فقر کندشکاف پاشنه او دهان گشاده چراست
۴
نشان گمشدگان می دهد به راه نجاتنشان پاش که بر خاک راه مانده به جاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth