شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ستدهن تنگت ازان چشمه میم افتاده ست
۲
زان قد و زلف که گویی الف و لام ویندلام الف وار دل خسته دونیم افتاده ست
۳
قدت آن نخل بلند است و لب آن تازه رطبکه درین باغچه از باغ نعیم افتاده ست
۴
ید بیضا که شنیدی بود از طلعت تولمعه نور که در دست کلیم افتاده ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth