شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولتم نیست که باشم به سخن دمسازتگو سخن با دگران تا شنوم آوازت
۲
شاهباز حرم قدسی و در ملک وجودنیست جز بهر شکار دل و جان پروازت
۳
رفتی و رشته پیوند مرا با تو قویروزی آرم به همین رشته سوی خود بازت
۴
همچو گل گرچه به صد پاره شود پرده دلحاش لله که شوم پرده گشای از رازت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth