خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کوی عزلتم ویرانه ای هستز نقد وقت درویشانه ای هست
۲
به دستم تا ز هستی دست شویمز خم نیستی پیمانه ای هست
۳
مکن دورم که دارد ذوق دیگربه گرد شمع چون پروانه ای هست
۴
چو بر دیوانگان می افکنی سنگنمی گویی مرا دیوانه ای هست
صفحهٔ ۱ از ۲