خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو گل اندام من طرف کله برشکستکاکل او بر سمن غالیه تر شکست
۲
نافه گشا شد نسیم از گره زلف اورونق سنبل ببرد قیمت عنبر شکست
۳
بررخ پر گردم اشک از دل آزرده رفتباده گلگون به خاک ریخت چو ساغر شکست
۴
رشته جان ز استخوان سبحه پر مهره گشتبس که ز سنگ جفاش این تن لاغر شکست
صفحهٔ ۱ از ۲