شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دودم از سینه که گرد آمده بالای سر استقدسیان را شده از ناوک آهم سپر است
۲
چون شوم خاک شود لاله ستان تربت منزین همه داغ کزان لاله رخم بر جگر است
۳
حلقه در گوش همه ساده رخان خواهد کردبر بنا گوش وی آن حلقه که از مشک تر است
۴
ساخت دریا رهم از رهگذر دیده سرشکدر رهم گر خطری هست ازین رهگذر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth