شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک شیرین شمایلی که مراستکی توانم بدین دلی که مراست
۲
من گرفتار و یار مستغنیآه ازین کار مشکلی که مراست
۳
شد پی دستبوس قاتل منبوس بر دست قاتلی که مراست
۴
رشته جان ز دل زبانه کشیداین بود شمع محفلی که مراست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth