شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنوز یک گل تو از هزار نشکفته ستبه باغ عشق چو بلبل هزارت آشفته ست
۲
قبای تنگ گشادی ز پیرهن هرگزبه لطف تو گلی از باغ حسن نشکفته ست
۳
دهان خامش تو گوهریست ناسفتهزهی لطافت طبعی که این گهر سفته ست
۴
کجا ز محنت بی خوابیم خبر یابدکسی کز اول شب تا دم سحر خفته ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth