شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنان که دست رد به رخ ما نهاده‌اندبر ما زبان طعن و ملامت گشاده‌اند
۲
ظاهر شود چو پرده برافتد ز روی کارکایشان نه داد مردی و انصاف داده‌اند
۳
عزم سفر به عالم دل کرده‌اند لیکدر ره فتاده بلکه ز ره اوفتاده‌اند
۴
اول چو سیل رفته خروشان و کف‌زنانو آخر میان راه چو ریگ ایستاده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth