شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمودچون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
۲
دوران گل چو دیر نپاید درین چمنزان پیشتر که بگذرد آن زود باش زود
۳
دل آینه ست و تفرقه روزگار زنگاین زنگ جز به صیقل می کی توان زدود
۴
مطرب بساز عود که ندهد خلاصیماز پایمال غصه بجز گوشمال عود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth