خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا شد آنکه شب آن مه به خانه من بودنهاده گوش رضا بر فسانه من بود
۲
ز بس که بر رخ او می زدم ترانه شوقسماع مجلسیان بر ترانه من بود
۳
کبوتر حرم بزم عشرتش بودمدرآن حرم می و نقل آب و دانه من بود
۴
همی زد آتش او از دلم زبانه و شمعزبان کشیده به شرح زبانه من بود
صفحهٔ ۱ از ۲