خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسدوز نوال تو نوایی به گدایی برسد
۲
مرض شوق تو شد صعب و ازان جان نبرمگر نه از وعده وصل تو شفایی برسد
۳
کوه غم شد دلم و نام تو گویم با اوبو که در گوشم ازین نام صدایی برسد
۴
دل کجا مظهر انوار جمال تو شودگر نه این آینه را از تو جلایی برسد
صفحهٔ ۱ از ۲