شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اُسُتنِ حنّانه از هِجر رسولناله می‌زد همچو ارباب عُقول
۲
گفت پیغامبر چه خواهی ای ستون؟گفت: جانم از فراقت گشت خون؛
۳
مُسْنَدَت من بودم، از من تاختیبر سر منبر تو مَسنَد ساختی
۴
گفت: خواهی که ترا نخلی کنند؟شرقی و غربی ز تو میوه چنند
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth