شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سوددردرون جان جراحت بر برون مرهم چه سود
۲
صورت آدم تن و معنیش جان روشن استمعنی آدم نداری صورت آدم چه سود
۳
دل پراکنده ست چشم از این و آن بستن که چهخانه را صد رخنه در دیوار، در محکم چه سود
۴
پیش چشم تیزبین عالم ندارد نقض غیرنیستی چون تیزبین نظاره عالم چه سود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth