شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا صبا طره شبرنگ تو را برهم زدروزگار دل آسوده ما برهم زد
۲
شاخهای گل و نسرین چو بخوبی کردندبا تو دعوی همه را باد صبا برهم زد
۳
درد ما را نشد امید دوا گرچه طبیبدفتر خویش بسی بهر دوا برهم زد
۴
چشم سیار جهان مثل ندیدت هر چندنسخه چهره گشایان خطا برهم زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth