خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواندبه پایبوسی سرو تو خویش را برساند
۲
چنان ز چشم تو بیمار شد که از نم شبنمشکوفه بر لب نرگس به پنبه آب چکاند
۳
نهال سرو روان گر رسد به چشمه چشممبه یاد قد تواش برکنار خویش نشاند
۴
ز مهر و مه سپر تو به تو چه سود فلک راچو تیر آن دل من ز هر دو می گذراند
صفحهٔ ۱ از ۲