شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که خودرو لاله اش داغ نهانم تازه کردسبزه ترکز لبش برخاست جانم تازه کرد
۲
گر نبارد خوی چکان رخسار او باران لطفروضه امید خود را کی توانم تازه کرد
۳
با سگانش دوستی شرح وفای من بگفتدر صف صاحب وفایان داستانم تازه کرد
۴
از تف دل بود خشک اندر دهان من زبانهمچو سوسن وصف رخسارش زبانم تازه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth