شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نام لبت چون به زبان می‌آیدآب حیاتم به دهان می‌آید
۲
هر نفسی پیش لب جان‌بخشتخضر به دریوزهٔ جان می‌آید
۳
رخش جفا بر سر ما می‌رانیفتنه رها‌کرده‌عنان می‌آید
۴
چهره چو گل گرد چمن می‌گردیبلبل مسکین به فغان می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth