خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سهیسرو چو گلگشتِ لب ِجو میکردبلبل از شاخ سمن وصف رخ او میکرد
۲
صبحدم باد دم از حلقه زلفش میزدباغ را ناف پر از نافه آهو میکرد
۳
از بِه آن روز بچربید ترنج ذقنشکه به بازیچه ز نارنج ترازو میکرد
۴
آدم آن روز که مسجود ملائک شده بودبا خود اندیشه آن گوشه ابرو میکرد
صفحهٔ ۱ از ۲