خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کردبلبل بیدل نوای عاشقی آغاز کرد
۲
خوش برآمد فال برگ بزم عشرت ساختنچون صبا بهر تفؤل دفتر گل باز کرد
۳
در چمن هر غنچه رازی داشت در دل سر به مهرلطف باد صبح ما را واقف آن راز کرد
۴
پای کوبان گشت گلشن کن که بهر مقدمتسبزه هر جای از حریر سبز پای انداز کرد
صفحهٔ ۱ از ۳