شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن ترک کج کله چو هوای شکار کرددر یک قبا هزار بلا را سوار کرد
۲
زد مرده سبزه سان ز سم بادپاش سربرهر زمین که راه چو باد بهار کرد
۳
ببرید تن ز جان که شود گرد در رهشاز گرد ره چو جا به میان غبار کرد
۴
کشته مخوان شکاری او را که چون رسیدتیرش بدو ز شادی آن جان نثار کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth