خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که خسته دلان را تویی معاد و معاذبیا که حکم تو را نیست مانعی ز نفاذ
۲
مده غرور به لذات خلدم ای زاهدکه نیست جز به الم های عشقم استلذاذ
۳
به سلک زمره اصحاب ازان سبب ره یافتکه بود نقد جبل گوهر وجود معاذ
۴
فکن به موج فنا رخت خود که ماهی رانگشت زآفت ساحل بغیر بحر ملاذ
صفحهٔ ۱ از ۲