شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر چون ابر نیسان سایه بان بر کشتزاران زدبه عشرت ساغر لاله صلای میگساران زد
۲
فلک را قصد آزار به خون آغشتگان دیدمبه فرق غنچه از قوس قزح چون تیر باران زد
۳
مزن فراش گو خیمه به بستان وقت دهقان خوشکه چتر سبزفام نارون بر جویباران زد
۴
چه حاجت ساقی ما را که گرداند به مجلس میچو چشم مست او راه خرد بر هوشیاران زد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth