خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن در کشتنم زین بیش تقصیرچو من مردم ز غم دیگر چه تدبیر
۲
در رحمت بود روی تو بر خلقبرآن در زلف تواز مشک زنجیر
۳
ز زخمت مرد آهوی و من از رشکدوصید از پا درافکندی به یک تیر
۴
ز عشقت خون دل با شیر خوردمدرین خونخواریم شد موی چون شیر
صفحهٔ ۱ از ۲