خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشستی دور ازین مشتاق مهجورکه نتوان ماه را دیدن جز از دور
۲
سلیمانی تو و لعل تو خاتمخطت برگرد خاتم عنبرین مور
۳
فروزان زآتش تو داغ بر داغبود بر سینه ام نورا علی نور
۴
به کنج خلوتم منما ره ای شیخمکن غمدیده ای را زنده در گور
صفحهٔ ۱ از ۲