شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لله الحمد آن جان و جهان آمد بازشادمانی به دل آرام به جان آمد باز
۲
گرچه از صحبت ما جنگ کنان کرد کنارشیوه صلح گرفته به میان آمد باز
۳
جان شیرین به تن مرده چه سان باز آیدسوی عشاق جگرخسته چنان آمد باز
۴
سوی ما کز غم او مرغ خزانی بودیمهمچو گل جلوه کنان خنده زنان آمد باز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth