خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبود عروس ملک سزای کنار و بوسبؤساً لک ار کنار نگیری ازین عروس
۲
شه را چو در دوام بقا اختیار نیستدم دم چرا خطاب رسد هر دمش ز کوس
۳
مجنون که دور مانده ز لیلیست روز و شبجانی پر از دریغ و زبانی پر از فسوس
۴
این بس که در نواحی حی می برد به روزشب در سماع شوق به بانگ سگ و خروس
صفحهٔ ۱ از ۲