خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورشاز زر کسی که تاج کند خاک بر سرش
۲
گنجیست گنج فقر که در چشم اهل حرصهست اژدهای حلقه زده حلقه درش
۳
هرکس ز دسترنج کسان می خورد گداستگر خود بفرض نام نهی شاه کشورش
۴
خوشوقت آن حریف که در بزمگاه فقرباشد به کف ز آبله کسب ساغرش
صفحهٔ ۱ از ۲