شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنشنگشته محرم او کس برون ز پیرهنش
۲
شد آفریده زآب زلال در عجبمکه چون ز جامه ترشح نمی‌کند بدنش
۳
بر او غیور چنانم که گر دلم فشردبه صبر پای بپوشم ز چشم خویشتنش
۴
دمید خط ز بناگوش او ازان آفتنگاه دار خدایا حوالی ذقنش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth