خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مجلسی خواهم تهی از صلح و خالی از نزاعاهل وحدت کرده در وی نقش کثرت را وداع
۲
ساقیان از یک طرف پر ساخته جام شرابمطربان از یک طرف برداشته دور سماع
۳
تنگدستان را میسر دولتی بی انتظارمی پرستان را مهیا عشرتی بی انقطاع
۴
می بود خورشید و ساغر ماه در دور فلککس ندیده ست اینچنین خورشید و مه را اجتماع
صفحهٔ ۱ از ۲