خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغدلی دارم ز دستش داغ بر داغ
۲
به تن تا دیده ام کو داغها سوختبود صد داغ بر جانم ز هر داغ
۳
به داغ خویش سوزد دیگران رانباشد عاشقان را زین بتر داغ
۴
ز داغ شوق و سوز فرقت اوستاگر زخم است بر جانم و گر داغ
صفحهٔ ۱ از ۲