شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغنکند پیش مه روی تو پروای چراغ
۲
زیر پا تار سر زلف سیاه تو کندروشن این نکته که تاریک بود پای چراغ
۳
آرزومند رخ خوب تو در دور فراقشب نشینیست به دل داغ تمنای چراغ
۴
می برد کاکل مشکین تو را باد ز جایدود را کی بود آرام به بالای چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth