شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی دهان تو کام شکرلبان شگرفشکار چشم تو حوران «قاصرات الطرف »
۲
دو جوی خون ز دو چشمم به صفحه رخ زردچو جدولیست مثنی کشیده از شنجرف
۳
مگوی لاچو ز لعل لب تو خواهم کامکه می کند ز دلم نفی جنس صبر این حرف
۴
نبرد صرفه ز تصریف دهر جز پیریکه کرد نقد جوانی به عشق خوبان صرف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth