شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاک درت ریخت اشک امشبمبرآمد به اوج شرف کوکبم
۲
به پابوس تو تا گشادم دهانفراهم نیاید ز شادی لبم
۳
مجو بیش نبض مرا ای طبیبکه جسته ست از شعله های تبم
۴
ز چه می رسد تشنه را آب و منچنین تشنه لب زان چه غبغبم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth