خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند جز فریب و فسونت نیافتمیکدم ز جان خویش برونت نیافتم
۲
هرجا که هست چون همه نام و نشان توستدر حیرتم ز خویش که چونت نیافتم
۳
برهم زدم بنفشه و سنبل بسی چو بادبویی ز خط غالیه گونت نیافتم
۴
چشم بد از تو دور که کم رخ نمودیمکز نوبت گذشته فزونت نیافتم
صفحهٔ ۱ از ۲