خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چاره عشق تو صبر است ندانم چه کنمگر توانم بکنم ور نتوانم چه کنم
۲
کار من بی رخ تو غیر شکیبایی نیستگر معذالله ازین کار بمانم چه کنم
۳
عشق مستولی و از من تو چنین مستغنیقصه مشکل خود پیش که خوانم چه کنم
۴
چند گویی که مرا نام مبر پیش کسانغیر نام تو نیاید به زبانم چه کنم
صفحهٔ ۱ از ۲