خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخود فتم هرجا روان آن قد رعنا بنگرمچون بگذرد خیزم نشان بر خاک ازان پا بنگرم
۲
زانجا که روزی دیدمش باشم گریزان چون کنمبی او نباشد طاقتم کانجا روم جا بنگرم
۳
از دیدن او چون مرا مانع شود دیوار و درگریان ز شهر آیم برون گلهای صحرا بنگرم
۴
خواهم به طوفان بلا عالم تهی از دیگرانتا گه گهی آن روی را باشد که تنها بنگرم
صفحهٔ ۱ از ۳