خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانمیکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانم
۲
تنگ آمدم ز دانش درده شراب صافیتا لوح خاطرم را شوید ز هر چه دانم
۳
هر چند حیله کردم از خویشتن نرستممی ده که تا به مستی خود را ز خود رهانم
۴
زان می که گر بنوشم یک جرعه روزی از ویچون خضر تا قیامت زان جرعه زنده مانم
صفحهٔ ۱ از ۲