شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون خرام که تا در ره تو خاک شومروا مدار کزین آرزو هلاک شوم
۲
جدا ز خاک درت گر فتم درآب حیاتچو ماهیان جگر تشنه در طپاک شوم
۳
به دور چشم تو با دلق زهد نزدیک استکه رند دردکش و مست جامه چاک شوم
۴
گدای آن سر کویم ولی ز جور رقیبدرآن نشیمن دولت به ترس و باک شوم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth