خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر ز بار غم هجر تو به تنگ است دلمچه کنم قطره خون است نه سنگ است دلم
۲
جذب عشق تو نهنگ دو جهان آشام استگام همت زده در کام نهنگ است دلم
۳
گر تو را آرزوی دیدن دیدار خود استکرده آیینه خود پاک ز زنگ است دلم
۴
تا چرا پیش خدنگ تو شود سینه سپرروزگاریست که با سینه به جنگ است دلم
صفحهٔ ۱ از ۲