خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب نیست که از شوق رخت زار نمیرمصد ره نشوم زنده و صد بار نمیرم
۲
هر دم نتوان روی تو دید اینقدرم بسکز محنت محرومی دیدار نمیرم
۳
در غمکده بی کسی ام خفته به خواریاین سو قدمی نه که چنین خوار نمیرم
۴
بخشم به سگت عمر که از شرط وفا نیستگر در ره یاران وفادار نمیرم
صفحهٔ ۱ از ۲