خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن عید جان کجاست که قربان او شویمدریک نظاره کشته جولان او شویم
۲
جولانگهش کدام زمین است کز مژهخاشاک روب عرصه میدان او شویم
۳
ما را تمتعی نبود از جمال اواز بس که در مشاهده حیران او شویم
۴
هر تشنه لب ز چاه کند جست و جوی آبما تشنه لب ز چاه زنخدان او شویم
صفحهٔ ۱ از ۲